رضاشاه در شعار، مبنا سیاست خارجی خود را بر اساس اصل بیطرفی قرار داده بود. اما به دلایلی که برخی از آنها متأثر از وضعیت سیاسی کشور در گذشته بود و نیز رویکرد خود او که نوعی وابستگی به انگلیس بود، اصل بیطرفی کاملاً نقض شده بود. سیاست خارجی رضاشاه عملاً وابسته به انگلیس بود.
سقوط هایلهسلاسی و حاکمیت دولت نظامی متمایل به شوروی به رهبری «منگیستو هایله ماریام» و حمایت شاه ایـران از رژیـم سومالی در جنگ اوگادن، سبب تیرگی روابط دو کشور شد؛ این روند تا پیروزی انـقلاب اسـلامی در ایـران ادامه داشت.
وقتی لیندون جانسون معاون جان اف کندی، به جای او به عنوان رئیسجمهور آمریکا روی کار آمد، محمدرضا پهلوی به آمریکا سفر کرد و در آنجا این عبارت را بر سر زبان آورد "دیگر دوره احساس عقده حقارت به پایان رسیده است"
خارجیان نقش مهمی در سازماندهی ارتش ایران در دوره قاجار داشتند و علاوه بر روسها که مهمترین بخش سازماندهی ارتش را در کنترل خود داشتند، اتریشیها نیز در بخشهای مختلف ارتش همچون بخش نظامی و اداری حضور داشتند. البته نقش آنان به مانند روسها چندان پررنگ نبود و بعد از مدتی بسیاری از آنان از ایران رفتند.
در این سند از دلایل بروز مشکل در روابط ایران و مصر سخن گفته شده است. طبق این سند اکثر کشورهای منطقه از این اقدام پهلوی دوم و توسعه روابط سیاسی و امنیتی با اسرائیل ابراز ناخرسندی کرده اند.
پس از کودتای سال 1958 توسط عبدالکریم قاسم و اعلام جمهوری در عراق، روابط دو کشور وارد مرحلهای از رقابتهای جدی شد. این رقابتها بین سالهای (1968 ـ 1958)، بهویژه پس از کودتاهای حزب بعث (1968 ـ 1963) بهشدت بحرانی گردید و حالت خصمانه به خود گرفت.5 در این دوره، سیاست خارجی ایران تحت تأثیر عواملی قرار گرفتند..
پیمان منطقه اى بغداد با شرکت چهار کشور خاورمیانه(عراق، ایران، پاکستان، ترکیه ) و انگلستان شکل گرفت. سرپرستى پیمان به انگلستان واگذار شده بود و آمریکا نیز به عنوان عضو ناظر در جلسات آن شرکت مى کرد....